گرچه امروزه «افسردگی پس از زایمان» اصطلاحی آشنا برای همه است، اما تا سال‌ها پیش این عارضه تنها به‌عنوان خستگی یا ضعف پس از زایمان شناخته می‌شد. همین نگاه نادرست باعث می‌شد بسیاری از مادران از مراجعه به پزشک خودداری کنند و علائم بیماری ماه‌ها در آن‌ها باقی بماند. اما نکته مهم و کمتردیده‌شده این است که بسیاری از پدران نیز پس از تولد فرزند دچار چنین علائمی می‌شوند. ورود نوزاد جدید، تحولات بزرگی در زندگی زوجین ایجاد می‌کند و گاهی احساس ناتوانی، تنهایی و فاصله گرفتن از همسر را به سراغ پدران می‌آورد.

از هر ۱۰ پدر، یک نفر درگیر علائم افسردگی می‌شود

بر اساس مطالعات انجام‌شده در سال ۲۰۱۹ توسط محققان چینی، حدود ۱۰ درصد از پدران در دوران بارداری همسران خود دچار علائم افسردگی می‌شوند که این رقم در سه‌ماهه نخست بارداری به ۱۴ درصد نیز می‌رسد. پس از تولد نوزاد نیز حدود ۹ درصد پدران با این وضعیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ وضعیتی که معمولاً بین ۳ تا ۶ ماهگی نوزاد شدت می‌گیرد.

علائم افسردگی در مردان گاهی با زنان متفاوت است. پدران ممکن است خستگی مفرط یا تغییرات اشتها را تجربه کنند، اما کمتر پیش می‌آید که غم و اندوهِ بارز نشان دهند. در عوض، ابراز خشم، تحریک‌پذیری، کاهش انگیزه، سردرد، درد شکم، اختلال در تمرکز و حتی گرایش به مصرف الکل و داروهای خودسرانه در برخی مردان بروز پیدا می‌کند.

عوامل تشدیدکننده افسردگی در مردان

تحقیقات نشان می‌دهد افسردگی مادر، احتمال ابتلای پدر را به شدت افزایش می‌دهد؛ به‌طوری‌که نیمی از مردانی که همسرشان دچار افسردگی پس از زایمان است، علائم مشابهی را تجربه می‌کنند. از دیگر عوامل خطرساز برای پدران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • احساس طردشدگی: احساس عدم جایگاه در رابطه مادر و فرزند یا نارضایتی از رابطه زناشویی.
  • مشکل در پذیرش نقش جدید: سازگاری کمتر با مسئولیت‌های جدید (به‌ویژه در تولد نوزاد نارس، نیاز به مراقبت‌های ویژه یا بی‌خوابی‌های شبانه).
  • فشارها و دغدغه‌های جانبی: اضطراب مسائل مالی خانواده، سابقه اختلالات روانی، اختلافات زناشویی، عدم تمایل قبلی به فرزندآوری و دشواری در ایجاد تعادل میان شغل و خانواده.
سکوت مردان؛ چالشی پنهان

برای مردان بسیار دشوار است که احساسات خود را به زبان بیاورند، چرا که تمام توجه خانواده و اطرافیان معطوف به مادر و نوزاد است. بر اساس مطالعه‌ای در دانشگاه مک‌گیل (۲۰۱۵)، تنها ۲۳ درصد مردان در مورد احساسات خود با دیگران صحبت می‌کنند و ۳۵ درصد دیگر نیز با وجود تمایل، احساس خوشایندی از طرح این موضوع ندارند و نمی‌دانند به چه کسی باید مراجعه کنند.

این سکوت عواقب خطرناکی دارد؛ زیرا افسردگی پدر می‌تواند بر رشد کودک تأثیر منفی بگذارد. پدران افسرده معمولاً حساسیت کمتری نسبت به نوزاد دارند و حتی ممکن است رفتارهای خصمانه از خود بروز دهند. این مسئله خطر بروز مشکلات هیجانی، رفتاری و اجتماعی را در آینده فرزند افزایش می‌دهد.

چگونه می‌توان افسردگی پدران را کنترل کرد؟

۱. آمادگی پیش از تولد: زوجین باید پیش از تولد نوزاد، درباره مسئولیت‌ها، تغییرات خواب و چالش‌های پیش‌رو آگاهی پیدا کنند تا بهتر با شرایط جدید سازگار شوند.

۲. مشارکت فعال و هم‌دلی: مادر می‌تواند با کمک خواستن از همسر و سپردن برخی امور نوزاد (مانند خواباندن کودک پس از شیردهی)، او را در این مسیر سهیم کند.

۳. گفت‌وگوی صمیمانه: اختصاص دادن زمانی در روز برای گفت‌وگو بدون پیش‌داوری و پذیرش منطقی تغییرات ریتم زندگی، فاصله بین زوج‌ها را کاهش می‌دهد.

۴. کمک تخصصی: افسردگی یک اختلال روان‌شناختی است؛ بنابراین در صورت نیاز باید حتماً با روان‌شناس یا روان‌پزشک مشورت کرد تا در صورت لزوم درمان دارویی آغاز شود. حفظ روابط صمیمانه با خانواده و دوری از انزوا نیز نقشی کلیدی در بهبود سلامت روان دارد.